Martyr

اسفند ۱۶, ۱۳۸۸

Oscar Nominations 2010 (Animated Shorts)

Filed under: Movies — By Hormoz

فیلم های کوتاه نسبتا خوبی در مراسم امسال اسکار شرکت داشتند و من هم به اندازه کافی خوش‌شانس بودم که بتونم هر کدوم از اون ها رو پیدا کنم و ببینم. از طرفی حدس می‌زنم که دوستانی که در ایران هستند به راحتی من نتونن این فیلم ها رو پیدا و تماشا کنند به همین خاطر تصمیم گرفتم تا کمکی کنم. فکر کردم که شاید دیدن آنلاین اون ها راحت تر باشه تا دانلود تک تکشون، به همین خاطر اون‌ها رو در سایت vimeo ( که تا جایی که اطلاع دارم تنها سایت ویدویی فیلتر نشده در ایران هستش! ) آپلود کردم تا مستقیما قابل تماشا باشند. اگر فکر می‌کنید که دانلود آنها روش راحتتری به حساب می‌یاد در نظرات بگید تا من فکر دیگری برایشان بکنم.

به هر صورت فعلا در این پست انیمشن‌های نامزد دریافت جایزه اسکار رو می‌گذارم که روی هم ۵ فیلم  (  مابقی آنها در ادامه همین پست خواهند بود ) هستند. سعی می‌کنم که فیلم‌های کوتاه رو هم پیدا کنم و به همین ترتیب در پست بعدی بگذارم. لذت ببرید.

French Roast

خلاصه داستان: در یک کافه باکلاس در پاریس مرد خوش‌پوشی کیف‌ پول‌اش را فراموش کرده…

(more…)

EPISTEMOLOGY

Filed under: Scie-Phil — By Hormoz

Epistemology  یا شناخت شناسی به مطالعه اعتبار دانش بشرمی‌پردازد، آن را از کلمه یونانی “episteme” ( به معنی دانش ) گرفته‌اند و گاهی آن را با نام “theory of knowledge” نیز می‌شناسند. لازم به ذکر است که شناخت شناسی به عنوان شاخه‌ای نسبتا جدید از فلسفه شناخته می‌شود و می‌توان گفت که دکارت را اولین فیلسوفی می‌دانند که بطور جدی در این زمینه کار کرد. در شرایطی که حقیقت دانش همیشه برای فیلسوفان و دانشمندان مسلم فرض گرفته شده بود،  دکارت شروع به شک از صحت خود دانش کرد . سوالاتی که وی در رابطه با صحت دانش انسان مطرح ساخته بود اعتبار آن را به چالش می‌کشید، سوال هایی مانند :

  • آیا دانش حقیقی هیچ گاه در دسترس ما خواهد بود ؟
  • محدودیت‌های دانش انسان تا کجاست؟
  • دانستن از کدام یک از قابلیت های ذهن سرچشمه گرفته است؟
  • کدام روش  برای به دست آوردن دانش معتبر است؟
  • آیا مرزی بین دانش ذهنی ما و حقیقت واقعی وجود دارد؟
  • و ماهیت حقیقت چیست؟

و مانند تمامی سوال های دیگری فلسفی نیز چندین و چند پاسخ برای این پرسش داده شد که در ادامه به مهمترین‌شان اشاره کرده‌ام. توضیحاتی که نوشته شده همه برداشت های از پاسخ های داده شده اند.

شک گرایی
در این دیدگاه پرسش این است که آیا دانش معتبر و قابل اعتماد هیچ گاه در دسترس انسان خواهد بود یا نه ؟ برخی اعلام کردند که هیچ چیز را نمی توان شناخت. چرا که حتی نمی دانست که آیا خود شناختن حقیقت ناب امکان پذیر است یا اینکه همه چیز هایی که ما دانش می‌نامیم تنها تفسیرهای زیرکانه ای بیش‌ نیستند. از اساسی ترین دلایل مطرح شده توسط آنان غیر قابل اعتماد بودن حواس ۵گانه ما است. آنها اظهار می‌کنند که نمی‌توان به اثبات رساند که حواس های ما شکل حیقیقی جهان پیرامون او را به ما نشان می‌دهند، شاید تنها توهمی از آن را به نمایش می‌گذارند.  بنابرین در حقیقت هیچ گاه از حقیقی بودن تجربه های انسان نمی‌توان اطمینان داشت.

خردگرایی
طرفداران این دیدگاه معتقدند که دانش معتبر ناب تنها از طریق منطق ذهنی به دست می‌آید. آنها به این حقیقت اعتقاد دارند که ذهن توانایی یادگیری دانش هایی‌ را دارد که از تجربه کسب نشده اند. نمونه های بارز آن ریاضیات و هندسه، که حقایق مجردی هستند که ذهن قادر به شناختن آنها شده در حالی که آنها را در پیرامون خویش تجربه نمی‌کند. از فیلسوفان مشهور این مکتب، فیلسوف فرانسوی رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) بود که در ابتدا خود از حامیان دیدگاه شک‌گرایانه بود ولی بعدها به نتیجه‌ای دیگر رسید.

منطق
این دیدگاه ادعا می‌کند که دانش ناب و معتبر تنها از طریق حواس پنج‌گانه قابل دسترس خواهد بود. این دیدگاه برای اولین بار توسط ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ پیش از میلاد) بنیان گذاشته شد و  بر  این  نکته  تاکیید  دارد  که  هر  آنچه در ذهن وجود دارد نخست در حواس پنج‌گانه حظور داشته. گروه ‌ای از فیلسوفان پس از دکارت نیز بودند که خدمت بزرگی در پیشبرد این نظریه کردند. از جمله آنان جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۱۴) فیلسوف انگلیسی است که ذهن را به یک لوح سفید تشبیه کرده بود. او ادعا داشت که هنگامی که یک فرد به دنیا می‌آید و هیچ آگاهیی از پیرامونش ندارد مانند لوحی نانوشته می‌ماند ولی در طول حیات‌اش با اطلاعاتی که از پنج‌حس خود دریافت می‌کند و شناختی که از دنیا پیدا می‌کند آن لوح را به تدریج پر خواهد کرد. لاک بنیان گذار ایده‌ی مشاهده‌ی تمثالی حقیقت است. طبق این دیدگاه تمام تجارب عینی، لمسی و غیره از دنیای پیرامون تنها بمانند تمثالی از چیزهای واقعی خواهد بود که در ذهن ما شکل می‌گیرد. اگر آنها بتوانند بطور دقیق و صحیح  آنها را به ما بنمایانند می‌توان گفت دانش ما معتبر خواهد بود. با این حال تنها برخی از کیفیات یا خصوصیات اشیاء را با حس های ما می‌توان تجربه کرد مانند اندازه ، شکل و وزن آنها. کیفیات دیگر اشیا ذهنی تنها ذهنی هستند ، یعنی اینکه آنها تنها ایده‌های ذهنی خواهند بود که توسط ذهن فردی ما ایجاد می‌شوند مانند  بو، طعم، بافت، رنگ و صدا. بعد ها  فیلسوف ایرلندی، جرج برکلی (۱۶۸۵-۱۷۵۳) ، حتی یک پله جلو تر از رفت، و گفت : تمام کیفیات اشیا، در حقیقت تماما ذهنی هستند حتی چیز هایی مانند اندازه‌ی انها. برکلی جمله معروفی در همین زمینه دارد: “esse est percipi” که ترجمه لفظی آن چیزی شبیه این خواهد بود : بودن به معنی و با به منزله‌ی دیدن شدن است. چیزی می تواند وجود داشته باشد تنها در صورتی که توسط کسی که دیده یا پیدا شده باشد. آخرین تجربه گرا مشهور دیوید هیوم (۱۷۱۱-۱۷۷۶) فیلسوف اسکاتلندی بود. اعمال فلسفه هیوم، همیشه نتایج ویران کننده‌ای خواهد داشت. به عنوان مثال، او علیت را رد. او اظهار داشت که ما از درک علت یک اتفاق فیزیکی  مانند برخورد تو توپ به هم نیز عاجزیم(چرا؟!). برای هیوم واژه “علت” کلمه ای که خالی‌ای بود که ما فقط از سر عادت از آن استفاده می کردیم.

KANT
امانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴) فیلسوف آلمانی اقدام به ترکیب دیدگاه منطق‌گرایی و خردگرایی کرد. او ایده‌ی شناخت شناسی‌ی “form and matter” را معرفی کرد. برای تفهیم آن مجسمه را در نظر بگیرید، مجسمه می توانید یک شکل مانند بدن یک انسان ولی در ماده سنگی باشد مانند مرمر؛ شما مجبورید هر دو شکل و ماده را به یک مجسمه نسبت دهید!

اسفند ۳, ۱۳۸۸

Folks Like Me

Filed under: Short Textz — By Hormoz

آدم های هستند که ما در کنارشان زندگی می‌کنیم و آنها را هیچ وقت، نخواهیم شناخت. آدم های هستند که روزانه از کنارمان می‌گذرند، بعضی هاشان کاموس و سارتر می‌خوانند ولی ساکت و خاموش می‌مانند تا مبادا وقتمان را با حرف هاشان طلف کنند.   من و او از دسته آدم هایی هستیم که از کنار هم می‌گذریم مانند مورچه ها ، با نگاه هایی خیره به اسفالت خیابان تا مبادا چیزی گیرنده در چشمان دیگری ببینیم.  و دسته‌ ادم های شکننده وجود دارند مانند من  که زیر باران راه نمی‌روند تا خود بلوریشان را ببنند.

Older Posts »

FaceBook | Twitter | DandyID | Email Me